جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Goontard
01
احمق وسواسی پورنوگرافی, احمق وسواسی استمنای افراطی
a stupid or idiotic person obsessed with pornography or excessive masturbation
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
goontards
مثالها
The goontard spent another weekend edging to endless videos instead of going out.
گونتارد یک آخر هفته دیگر را به جای بیرون رفتن، در حال خودارضایی در برابر ویدیوهای بیپایان گذراند.
LanGeek



























