جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dweebling
01
عقب افتاده, کتابخوان
a socially awkward, nerdy, or insignificant person
نکوهشی
طنزآمیز
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
dweeblings
مثالها
The dweebling spent lunch alone building card towers in the cafeteria.
دویبلینگ ناهار را به تنهایی در کافهتری صرف کرد و برجهای کارتی ساخت.
LanGeek



























