جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Douchewad
01
احمق, بیعرضه
a contemptible, worthless, or annoying person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
douchewads
مثالها
The douchewad left his trash all over the beach.
احمق زبالههایش را در سراسر ساحل رها کرد.



























