جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Butthole
01
سوراخ کون, احمق
a contemptible or unpleasant person
Offensive
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
buttholes
مثالها
He 's a complete butthole for spoiling the movie ending.
او یک احمق کامل است برای اینکه پایان فیلم را خراب کرد.



























