جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bean head
01
احمق, بیمغز
a stupid or empty-headed person
غیررسمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bean heads
مثالها
The bean head couldn't figure out how to open the child-proof cap.
سر لوبیا نتوانست بفهمد چگونه درپوش ضد کودک را باز کند.



























