جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ballsack
01
کیسه بیضه, اسکروتوم
the sac containing the testicles
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ballsacks
مثالها
The tight underwear chafed his ballsack all day.
زیرپوش تنگ تمام روز کیسه بیضه او را تحریک کرد.
درخت واژگانی
ballsack
ball
sack



























