جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ballsack
01
کیسه بیضه, اسکروتوم
the sac containing the testicles
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
ballsacks
مفرد مذکر
ballsack
neutral form
scrotum
مثالها
He got hit in the ballsack and dropped to the ground in pain.
او در بیضه ضربه خورد و از درد روی زمین افتاد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
ballsack
ball
sack



























