جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cunt fart
01
حرومزاده, کثافت
a very annoying, objectionable, or contemptible person
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
مثالها
That cunt fart customer complained about everything on the menu.
آن حرومزاده مشتری از همه چیز در منو شکایت کرد.
02
گاز واژن, باد واژن
an audible release of air from the vagina
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cunt farts
مثالها
She let out a loud cunt fart right after sex and they both laughed.
او بلافاصله بعد از سکس یک گاز واژنی بلند رها کرد و هر دو خندیدند.



























