cowshit
cow
ˈkaʊ
kaw
shit
ʃɪt
shit

تعریف و معنی "cowshit"در زبان انگلیسی

Cowshit
01

چرند, دروغ

nonsense or lies 
cowshit definition and meaning
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
His whole story was cowshit from start to finish. 

تمام داستان او از اول تا آخر گاوگه بود.

02

گاو گه, سرگین گاو

the excrement of a cow 
غیررسمی
رکیک
مثال‌ها
The pasture was dotted with fresh cowshit. 

چراگاه با گل گاو تازه پوشیده شده بود.

درخت واژگانی

cowshit

cow

+

shit

App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه