جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bellend
01
احمق, نادان
an idiot or foolish person
Dialect
British
توهینآمیز
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bellends
مثالها
You absolute bellend, you left the beer in the car and it's frozen solid now.
احمق مطلق, آبجو را در ماشین گذاشتی و الان کاملاً یخ زده است.



























