جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tossbag
01
آدم پست, نفرت انگیز
a contemptible or detestable person
Dialect
British
Offensive
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
tossbags
مثالها
Her ex is a complete tossbag who cheated and then played the victim.
معشوقه سابقش یک احمق کامل است که خیانت کرد و سپس نقش قربانی را بازی کرد.



























