dippy
di
ˈdɪ
دی
ppy
pi
پی
drippy

تعریف و معنی "dippy"در زبان انگلیسی

dippy
01

احمقانه, بی‌خرد

silly or lacking good judgment 
dippy definition and meaning
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
dippiest
شکل تفضیلی
dippier
درجه‌پذیر
حوزه
behavior, cognition, character
مثال‌ها
Her dippy ideas about quick-rich schemes always end in disaster. 

ایده‌های احمقانه او درباره طرح‌های ثروتمند شدن سریع همیشه به فاجعه ختم می‌شود.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

درخت واژگانی

dippy
dip
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه