to coddle
Pronunciation
/ˈkɑdəɫ/

تعریف و معنی "coddle"در زبان انگلیسی

to coddle
01

نازپرورده کردن, نوازش کردن

to overly pamper or indulge someone
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
coddle
سوم‌شخص مفرد
coddles
وجه وصفی حال
coddling
گذشته ساده
coddled
اسم مفعول
coddled
مثال‌ها
He coddled his children when they were young, always giving in to their demands.
او وقتی بچه‌هایش کوچک بودند نازکشی می‌کرد، همیشه به خواسته‌هایشان تن می‌داد.
02

در شعله ملایم جوشاندن

to cook something gently in water just below boiling point
مثال‌ها
The chef will coddle the vegetables in broth to bring out their natural flavors without overcooking them.
آشپز سبزیجات را در آبگوشت آرام می‌پزد تا عطر و طعم طبیعی آنها را بدون پختن بیش از حد بیرون آورد.

درخت واژگانی

coddler
coddle
App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه