جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bowfing
01
بدبو, مشمئز کننده
(Scottish) stinking, disgusting, or foul
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most bowfing
شکل تفضیلی
more bowfing
درجهپذیر
مثالها
He left his bowfing socks on the floor again.
او دوباره جورابهای بدبو خود را روی زمین گذاشت.



























