جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Loaf (of bread)
01
سر, مغز
(Cockney rhyming slang) the head, or by extension, the brain
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
loaves of bread
مثالها
Watch your loaf of bread on that low ceiling.
مراقب نان خود روی آن سقف کوتاه باشید.



























