جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Green hornet
01
مامور مقررات شهرداری, بازرس شهرداری
(Canada) a bylaw officer, often one who enforces local municipal regulations
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
green hornets
مثالها
The green hornet ticketed my car for parking.
زنبور سبز ماشین من را به دلیل پارک کردن جریمه کرد.



























