glizzy
gli
ˈglɪ
gli
zzy
zi
zi
frizzytizzydizzyfizzy

تعریف و معنی "glizzy"در زبان انگلیسی

Glizzy
01

یک هات داگ, یک سوسیس

a hot dog 
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
glizzies
مثال‌ها
I grabbed a glizzy from the food stand. 

یک گلیزی از غرفه غذا برداشتم.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه