جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Glizzy
01
یک هات داگ, یک سوسیس
a hot dog
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
glizzies
مثالها
I grabbed a glizzy from the food stand.
یک گلیزی از غرفه غذا برداشتم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
یک هات داگ, یک سوسیس
یک گلیزی از غرفه غذا برداشتم.