جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
spaced out
01
جدا افتاده, گیج
detached, dazed, or disconnected, often from drugs or fatigue
مثالها
She looked spaced out during the whole lecture.
او در طول کل سخنرانی حواسپرته به نظر میرسید.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
جدا افتاده, گیج