جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
spaced out
01
جدا افتاده, گیج
detached, dazed, or disconnected, often from drugs or fatigue
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most spaced out
شکل تفضیلی
more spaced out
درجهپذیر
مثالها
He was totally spaced out after a few joints.
او بعد از چند نخ جوینت کاملاً گیج بود.



























