جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Henny
01
هنی, کنیاک هنسی
Hennessy cognac, often referenced in hip-hop and popular culture
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
خاص
مثالها
He poured some Henny for the party.
او کمی Henny برای مهمانی ریخت.



























