roxy
rox
ˈrɒk
rok
y
si
si

تعریف و معنی "Roxy"در زبان انگلیسی

Roxy
01

یک قرص روکسیکودون, یک روکسی (مسکن اوپیوئیدی)

a Roxicodone tablet, an opioid painkiller containing oxycodone 
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
Roxys
مثال‌ها
He took a Roxy to ease his chronic pain. 

او یک Roxy مصرف کرد تا درد مزمن خود را تسکین دهد.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه