جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Oxy
01
اکسی, اکسیکودون
oxycodone, a prescription opioid painkiller often misused recreationally
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
He said he got some oxy from a friend for his back pain.
او گفت برای کمردردش از یک دوست کمی اکسی گرفته است.



























