جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
404
01
گمشده, سردرگم
mentally lost, confused, or clueless, like a web page that can not be found
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most 404
شکل تفضیلی
more 404
درجهپذیر
مثالها
Jen was 404 all morning, couldn't find his notes.
جن تمام صبح 404 بود، نمیتوانست یادداشتهایش را پیدا کند.
404
01
گوشت سگ نیجریهای, 404 (گوشت سگ نیجریهای)
(Nigerian) dog meat, often used in certain local cuisines
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
They served 404 at the local restaurant last night.
آنها دیشب در رستوران محلی 404 سرو کردند.



























