جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Gossip mill
01
آسیاب شایعات, کارخانه شایعات
a place or group where rumors and gossip spread quickly
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
gossip mills
مثالها
Do n't say anything in the office; it 's a gossip mill.
در دفتر چیزی نگو؛ آنجا یک آسیاب شایعه است.



























