جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Diamond hands
01
دستهای الماس, دستهای محکم
the willingness to hold onto an investment or asset despite high risk, uncertainty, or potential losses
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He's got diamond hands and refused to sell his stocks during the crash.
او دستهای الماسی دارد و از فروش سهام خود در طول سقوط خودداری کرد.



























