جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Reply guy
01
پسر پاسخگو, پاسخدهنده اجباری
a user, usually male, who constantly replies to posts in a cringy, unwanted, or condescending way
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
reply guys
مثالها
He's just another reply guy trying to get attention.
او فقط یک reply guy دیگر است که سعی دارد جلب توجه کند.



























