جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Girl's girl
01
زنی که از زنان دیگر حمایت میکند, متحد زن
a woman who encourages, empowers, and genuinely supports other women
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
girl's girls
مفرد مؤنث
girl's girl
neutral form
ally
مثالها
She's a girl's girl, always lifting up her friends in tough times.
او یک دختر دخترها است، همیشه دوستانش را در زمانهای سخت بالا میکشد.
LanGeek



























