جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to subtweet
01
سابتوییت کردن, توییت غیرمستقیم زدن
to post a message on Twitter that indirectly criticizes or calls out someone without tagging them
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
subtweet
سومشخص مفرد
subtweets
وجه وصفی حال
subtweeting
گذشته ساده
subtweeted
اسم مفعول
subtweeted
مثالها
She subtweeted him after the argument.
او بعد از بحث به صورت غیرمستقیم او را توییت کرد.
درخت واژگانی
subtweet
tweet



























