جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brofist
01
مشت برادری, مشت دوستانه
a friendly greeting or gesture involving a fist bump
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
brofists
مثالها
They exchanged a brofist after winning the game.
آنها پس از برنده شدن در بازی یک بروفیست رد و بدل کردند.



























