جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Power bottom
01
شریک پذیرنده پرانرژی, شریک منفعل مسلط
a receptive partner in sex who is energetic, confident, or in control
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
power bottoms
مثالها
She owned the scene as a total power bottom.
او صحنه را به عنوان یک پاور باتم در اختیار داشت.



























