جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ice dancing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
ice dancings
مثالها
Their ice dancing routine was full of elegant steps and flowing movements.
روال رقص روی یخ آنها پر از قدمهای ظریف و حرکات روان بود.
LanGeek



























