جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to close out
01
پایان دادن, خاتمه دادن
terminate
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
close
زمان حال
close out
سومشخص مفرد
closes out
وجه وصفی حال
closing out
گذشته ساده
closed out
اسم مفعول
closed out
02
تصفیه کردن, فروش باقی مانده
to conclude by selling off or getting rid of remaining items or assets
مثالها
They decided to close out the project by auctioning off the equipment.
آنها تصمیم گرفتند پروژه را با حراج تجهیزات به پایان برسانند.
03
غیرممکن کردن, از پیش حذف کردن
make impossible, especially beforehand



























