جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to clock on
01
ساعت زدن (هنگام ورود)
to mark the start of one's work using a clock or some other electronic device
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
on
فعل پایه
clock
زمان حال
clock on
سومشخص مفرد
clocks on
وجه وصفی حال
clocking on
گذشته ساده
clocked on
اسم مفعول
clocked on
مثالها
The new electronic system makes it convenient for employees to clock on using their smartphones.
سیستم الکترونیکی جدید، ثبت شروع کار را برای کارمندان با استفاده از گوشیهای هوشمندشان آسان میکند.



























