جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cheese spread
01
*پنیر خامهای
a creamy and spreadable cheese product
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She was a busy student, so she relied on quick and delicious snacks like cheese spread on celery sticks.
او دانشجوی پر مشغلهای بود، بنابراین به میان وعدههای سریع و خوشمزه مانند پنیر مالیدنی روی چوب کرفس تکیه میکرد.



























