جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cheap shot
01
زخم زبان, طعنه، انتقاد تند، نامردی
a comment or statement that is cruel or unfair
نکوهشی
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
Bringing up his divorce during the meeting was a cheap shot.
او به او اجازه داد که ضربه کثیف را بزند که به مبارزه پایان داد، آشوب به پا کرد و مایوادر را در مرکز جنجال نگه داشت.



























