جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
captious
01
ایرادگیر, عیبجو
tending to raise petty objections
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most captious
شکل تفضیلی
more captious
درجهپذیر
مثالها
She had a captious attitude toward minor mistakes.
او نگرشی عیبجویانه نسبت به اشتباهات جزئی داشت.
درخت واژگانی
captiously
captious



























