جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Caffeine
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
caffeines
مثالها
The caffeine in her morning coffee helped her focus at work.
کافئین در قهوه صبحگاهی او به او کمک کرد تا در محل کار تمرکز کند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
caffeinated
caffeine



























