جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brogan
01
چکمه سنگین
a sturdy type of work shoe that covers the ankle and is often made of leather
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
brogans
مثالها
The soldiers marched in formation, their brogans echoing on the pavement.
سربازان در تشکیلات راهپیمایی کردند، بروگانهای آنها بر روی سنگفرش طنین انداز شد.



























