جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bring forth
01
به دنیا آوردن
to give birth and bring into being
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
forth
فعل پایه
bring
زمان حال
bring forth
سومشخص مفرد
brings forth
وجه وصفی حال
bringing forth
گذشته ساده
brought forth
اسم مفعول
brought forth
مثالها
The farm animals bring forth offspring regularly.
حیوانات مزرعه به طور منظم فرزند به دنیا میآورند.
02
خداحافظی کردن, بدرود گفتن
to say goodbye to someone
مثالها
I will bring my friends forth before I leave the party.
قبل از ترک مهمانی از دوستانم خداحافظی خواهم کرد.
03
تولید کردن, دادن
to produce fruits or blossoms
مثالها
Each year, the cherry trees bring forth a spectacular display of pink blossoms.
هر سال، درختان گیلاس نمایشی تماشایی از گلهای صورتی به بار میآورند.
04
معرفی کردن, پیشنهاد دادن
to introduce new thoughts or concepts
مثالها
Can you bring forth any ideas for improving our project?
آیا میتوانید ایدهای برای بهبود پروژه ما مطرح کنید؟
05
نمایش دادن, ارائه دادن
to display something openly
مثالها
He brought forth the ancient artifact for the museum exhibition.
او اثر باستانی را برای نمایشگاه موزه به نمایش گذاشت.



























