جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bridal
01
عروسی, ضیافت عروسی
archaic terms for a wedding or wedding feast
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bridals
bridal
01
عروس, مربوط به عروس
relating to a bride or her wedding
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The shop specializes in bridal accessories.
این فروشگاه در لوازم عروسی تخصص دارد.
02
عروسی, ازدواج
connected with a wedding ceremony



























