جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bird legs
01
پاهای پرنده, پاهای لاغر
someone with very thin or scrawny legs
طنزآمیز
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bird legs
مثالها
He was made fun of for having bird legs, especially when he wore shorts.
به خاطر داشتن پاهای پرنده مورد تمسخر قرار میگرفت، مخصوصاً وقتی شلوارک میپوشید.



























