جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Horsey
01
اسب (به زبان بچگانه)
used to refer to a horse in a playful, childish, or affectionate way
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
horsey
مثالها
The little girl pretended to ride a horsey, galloping around the yard.
دختر کوچک تظاهر به سواری روی یک اسب کوچولو کرد، در حالی که در حیاط میتاخت.



























