جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cowboy builder
01
سازنده کابوی, سازنده بیوجدان
an unqualified or dishonest builder who does poor-quality work or overcharges for their services
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
cowboy builders
مثالها
They hired a cowboy builder, and now the roof leaks after every rainstorm.
آنها یک سازنده کابوی استخدام کردند، و اکنون بعد از هر بارندگی سقف چکه میکند.



























