جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Forward planning
01
برنامهریزی پیشرو, آمادهسازی پیشگیرانه
the act of organizing and preparing for future events or needs in advance
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
forward plannings
مثالها
She always does forward planning before a big event.
او همیشه قبل از یک رویداد بزرگ برنامهریزی پیشرو انجام میدهد.
LanGeek



























