جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to tank up
01
پر کردن باک, سوخت گیری کردن
to fill a vehicle or container with fuel or liquid
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
tank
زمان حال
tank up
سومشخص مفرد
tanks up
وجه وصفی حال
tanking up
گذشته ساده
tanked up
اسم مفعول
tanked up
مثالها
He always tanks up his motorcycle at this gas station because it's cheaper.
او همیشه موتورسیکلت خود را در این پمپ بنزین پر میکند چون ارزانتر است.



























