جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Red card
01
کارت قرمز, اخراج
a card raised by the referee that removes a player from the game
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
red cards
مثالها
The team struggled to recover after the early red card.
تیم پس از کارت قرمز زودهنگام برای بهبودی تلاش کرد.



























