جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to warn away
01
هشدار دادن برای دوری کردن, منصرف کردن از نزدیک شدن
to tell or notify someone to avoid a place or not do something due to potential danger or risks
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
away
فعل پایه
warn
زمان حال
warn away
سومشخص مفرد
warns away
وجه وصفی حال
warning away
گذشته ساده
warned away
اسم مفعول
warned away
مثالها
She warned her friends away from swimming in the dangerous currents.
او به دوستانش هشدار داد که در جریانهای خطرناک شنا نکنند.



























