bra
bra
brɑ:
braa
brahbrowbraw

تعریف و معنی "bra"در زبان انگلیسی

01

سوتین

a piece of underwear worn by women to cover and support their breasts 
bra definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bras
مثال‌ها
She bought a new bra that offered better support and comfort. 

او یک سوتین جدید خرید که حمایت و راحتی بهتری ارائه می‌داد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه