جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bra
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
bras
مفرد مؤنث
bra
neutral form
undergarment
مثالها
She bought a new bra that offered better support and comfort.
او یک سوتین جدید خرید که حمایت و راحتی بهتری ارائه میداد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
braless
bra



























