جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ignorable
01
قابل چشمپوشی, بیاهمیت
capable of being easily dismissed or overlooked without consequence
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most ignorable
شکل تفضیلی
more ignorable
درجهپذیر
حوزه
attention, perception, evaluation
مثالها
The background noise was ignorable, allowing us to focus on the main discussion.
سر و صدای پسزمینه قابل چشمپوشی بود، که به ما اجازه میداد روی بحث اصلی تمرکز کنیم.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
ignorable
ignore



























