جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ignorable
01
قابل چشمپوشی, بیاهمیت
capable of being easily dismissed or overlooked without consequence
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most ignorable
شکل تفضیلی
more ignorable
درجهپذیر
مثالها
The issue was ignorable at first, but it grew into a significant problem over time.
مشکل در ابتدا قابل چشمپوشی بود، اما با گذشت زمان به یک مشکل قابل توجه تبدیل شد.



























