جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bilibo
01
یک اسباب بازی همه کاره و رنگارنگ به شکل صدف باز، که فرصتهای بیپایانی برای بازی تخیلی و فعالیتهای خلاقانه برای کودکان فراهم میکند، زیرا میتوان از آن به عنوان صندلی، اسباب بازی چرخان، ظرف یا حتی کلاه استفاده کرد, یک اسباب بازی چند منظوره به شکل صدف باز، که به کودکان اجازه میدهد خلاقیت و تخیل خود را از طریق کاربردهای متعدد آن توسعه دهند: صندلی، اسباب بازی چرخان، ظرف یا پوشش سر
a versatile and colorful toy shaped like an open-ended shell, providing children with endless opportunities for imaginative play and creative activities, as it can be used as a seat, spinning toy, container, or even a hat
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
خاص
مثالها
The kids had so much fun spinning around in the Bilibo during playtime.
بچهها در زمان بازی با چرخیدن در Bilibo بسیار لذت بردند.



























