جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Spoken game
01
بازی شفاهی
a game that relies on verbal communication and can be played without any props or equipment
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
spoken games
مثالها
During the party, we played a fun spoken game where everyone had to guess the movie titles from clues given by the players.
در طول مهمانی، ما یک بازی کلامی سرگرمکننده انجام دادیم که در آن همه باید عنوان فیلمها را از سرنخهای داده شده توسط بازیکنان حدس میزدند.



























